حسن بيگلرى
228
سر البيان في علم القرآن ( فارسى )
ولى در فتحه و نصب جايز نيست « مگر نزد اساتيد نحو مانند سيبويه نحوى معروف ايرانى » چه اظهار ثلث حركت كلمات مفتوح غير مقدور است و كلمات منصوب هم بالف وقف ميشوند مانند : صادِقِينَ - قَلِيلًا . تبصره - كلمات مشدّد مفتوح را بعضى به روم وقف نموده گويند چنانچه بقاعدهء اسكان وقف شوند يكى از حروف مشدّد حذف خواهد شد اما اكثر قراء بسبب اينكه التقاء دو ساكن در حال وقف مطلقا جايز است وقف به روم را در كلمات نامبرده روا ندانسته بقاعدهء اسكان وقف مينمايند و شيخ برهان الدين شارح شاطبيه و محمّد بن محمّد دمشقى مشهور به ابن جزرى صاحب كتاب « النشر في القرائات العشر » گفتهاند كه وقف به روم در كلمات مشدّد مفتوح ، غلط و خطا است مانند : إِنَّهُنَّ - مِنْهُنَّ . 4 - اشمام « بكسر همزه » : يعنى بويانيدن و در اصطلاح تجويد ، اشاره كردن بسوى حركت حرف آخر كلمه است با لبها بدون صوت ( غنچه كردن دو لب ) بقسمى كه بيننده دريابد بنا بر اين اشمام همان وقف باسكان است منتهى بعد از وقف ، لبها منضم و غنچه ميگردد بعبارت ديگر پس از وقف باسكان بدون آنكه در تلفظ اثرى از حركت حرف آخر ظاهر شود بلافاصله لبها به يكديگر منضم و اشاره باعراب كلمه موقوف عليها ميگردد . اين نوع وقف ، طريقهء قراء كوفه و ابو عمرو است . فايدهء وقف باشمام آنست كه بيننده و اشخاص كر مىتوانند حركت كلمهء موقوف عليها را در اثر اشارهء لبهاى قارى معلوم سازند بنا بر اين اشمام ، به چشم درك شده و به گوش دريافته نشود . اشمام فقط در ضمه و رفع جايز است مانند : فَيَكُونُ - رَحِيمٌ . تبصرهء 1 - در مواردى كه روم و اشمام جايز است اسكان نيز جايز مىباشد مانند : الْحَكِيمُ - مَتِينٌ و عكس آن مجاز نيست يعنى هر جا كه اسكان جايز است روم و اشمام جايز نميباشد مانند كلمات مفتوح و منصوب و كلماتيكه آخر آنها مجزوم است مثل : لا رَيْبَ - رَحِيماً - لَمْ يَلِدْ - لَمْ يُولَدْ .